#خودت_رفتی_میخواستی_نری - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
پیکر نود و هشت شهید دوران دفاع مقدس وارد کشور شده و قراره به زودی دفن بشن، میگم فُحشی، فضاحتی، توهینی، تحقیری، حرفی، حدیثی، چیزی اگر دارید بهشون بگید، رو در وایسی نکنید ها! به هر حال نه اجنبی بودن، نه اجنبی ها رو دوست داشتن، نه حقوق بشر میفهمیدن و حتی تا آخر عمرشون نیم ساعت هم اعتصاب غذا نکردن، چه ب...
خانواده پاسکوال دوآرته - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
هولدن خوانی 15: اعتماد به نفس، دشمن آدم شجاع است. خانواده ی پاسکوال دوآرته - کامیلو خوسه سلا، ترجمه فرهاد غبرایی - نشر ماهی
ساندیس - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
آقا من الان یه سوالی برام پیش اومد یهو، مثلا تو آمریکا که کندی رو کشتن اون آمریکایی ها که میگن کار خود دولته میگن کار این مشروب خوراس؟ میدونید منظورم اینه که مثلا ما میگیم کار ساندیس خوراس اونا چی میگن دقیقا؟ قهوه خورها؟ مشروب؟ کوکا؟ دقیقا چه نوشیدنی ای نوشیدنی ایدئولوژیک، سازمانی و حکومتی آمریکا مح...
یقه ی اشتباه - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
نشسته بودیم توی اتوبوس و حرف میزدیم تا برسیم به صادقیه، بعد از یه توقف راننده ی اتوبوس - که اتفاقا خیلی هم بدعُنق و شاکی بود - شروع کرد رو به بیرون اتوبوس گفتن اینکه "خانووووووووم! پول کرایه ات رو بده، خانووووووووووم، کرایه" "خانووووووووووووم کجا میری؟ خانووووووووم پولت رو بده"! راه نمیفتاد، یک دقیق...
دوست و دشمن ملت - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
مشاهدات من از همون عنفوان بچگی تا همین امروز نشون داد که ما مردمی هستیم که یه نفر رو اینقدر دوست داریم که دستگاه قانون گذاری رو میدیم دستش کمپلت، بعد اینقدر باهاش حال میکنیم که میکنیمش شخص دوم مملکت، بعد خودمون به همین آدم میگیم قاتل زنجیره ای و پروژه عبور ازش رو کلید میزنیم و آبروش رو به باد میدیم،...
خوشفریبی - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
یه جایی یه کاراکتری آخرهای فصل اول سریالِ لوتر میگه که: "می دونی ، در سال 1988 دوتا روانشناس یه مقاله در مورد خودفریبیِ مثبت منتشر کردن؛ که یه قسمت معمولی و مفید از زندگی اکثر مردم هست. مشخص شد که مردم معمولا در مورد سه چیز به خودشون دروغ میگن، اونا با دید مثبت به خودشون نگاه میکنن، تخمینشون از مقدا...
1395/11/8 - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
این عکسی که یکی از دوستان بلاگر فرستاده، دقیقا حالت این روزهای منه: اما طی روزهای نزدیکِ آینده ممکنه خبرهای خوبی در این مورد به گوش برسه، پس... تاریخ اولیه ی دورهمی دوم (عبارت رو!!!) شده هشتم بهمن، کیا میان بریم؟ همینجا بگید! یا ایهاالذین بلاگروا، هل هشتم البهمن الرجاء فی الدور الهمی؟
قهر قهر قهر ... تا روز قیامت :| - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
من یه کِیس دارم به نام "ر" ، مامان این "ر" هر جلسه N دقیقه دیر میاد! معمولا هم یه بهونه های عجیبی میاره! امروز هم در حالی که ساعت 5 باید کارمون رو شروع میکردیم، ساعت پنج و ربع اومد و گفت که "ر توی داروخونه رفته نمیاد بیرون، میشه به اقای کالفیلد بگید بیاد بیاردش بیرون؟" من از مسئول فنیمون همون دوستم ...
از 1 الی 4 + اطلاعیه ی سوم دورهمی - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
1. کربی*: باشه جان، کاری که میخوای کنی مناسبه، ولی شایسته نیست! میدونی فرق مناسب و شایسته چیه؟ جان (مل گیبسون)**: نه، من که مثل تو شاعر مسلک نیستم، خودت بگو بهم! *: باشه! ببین من میتونم الان انگشتم را تا ته کنم توی ما تحتت و اندازه اش احتمالا کاملا مناسبه **: اوهوم، خب؟ *: اما این اصلا شایسته نیست :...
#وقیح_نباشیم - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 17:34
خیلی پیش اومده که توی خیابون با موردی برخورد کردم که برام جذاب بوده - و خب چون بلاگرم همه ی جذابیت ها سوژه ی یه مطلبن - و دلم خواسته ازشون فیلم یا عکس بگیرم، مطالبی که عموما دردناک بودن و ویژگی مشترکشون این بود که ابداً دل من رو به درد نمیاوردن و صرفاً برام در حد یه سوژه بودن! بعد به این فکر کردم که...
لیسی بر کف پا!!! - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:14
یادمه از قدیمها و بچگی که توی محفل غیبت زنها وَر دل مامانم چسبیده بودم، خیلی حرف زیاد بود در مورد اینکه "واه واه واه! راست میگن که میگن هر چقدر بی ریخت تر باشی خوش شانس تری" و معمولا حداقل یه نفر بود که بگه "همین شمس الملوک رو نگاه کُن، با اون قیافه ایکپیریِ میمونش، عین این آنگلوساکسون!!! ها میمونه،...
گرامپی ترامپ! - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:13
وجدانی کاری به این قضایای "تندروی" و "اعتدال" که در این باب راه افتاده ندارم، اما تجربه ی به شدت ناموفق ما ایرانی ها!!به خوبی نشان داده که ترامپ اصلا کاراکتر ریاست جهوری رو نداره! من همینجا به ملت نادوست، غیر همسایه و متخاصم آمریکا توصیه میکنم که نکنید آقا! گور بابای بحرانهای جهانی و جنگ و فاجعه، با...
خوکدونی! - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 0:13
خیلی گفتم که اوضاع روانی من رو میشه از تمیز بودن اتاقم حدس زد و خوب بودن این دو تا با هم رابطه داره! نمیدونم یادتون هست یا نه؟ امشب خوکدونی ای رو که این هفت هشت ده روزه توش زندگی میکردم یه کم سر و سامون دادم، الان یه خوکدونی مرتبه، حداقل!
انزجار - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 21:23
توی زندگی بذر نفرت که بکاری، انزجار درو میکنی...
دور همی 4 - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 21:22
آدرس قرار مشخصه، ساعت دور هم جمع شدنمون 3 بعد از ظهر هست، لطفا دیر نکنید! یک ربع زودتر من اونجا ایستادم این لباس هم تنمه، لباس سمت راست: آدرس: آدرس رو به عزیزان بلاگر که اعلام آمادگی کردم خصوصی اعلام میکنم، اما کسانی که بلاگر نیستن، مثل دوستمون خورشید که ذدر حال حاضر وب نداره، یه من یه راه ارتباطی ب...
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند... - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 21:22
...بر آن لبخند جادویی بر آن سیمای روشن که از چشمان تو افتاده آتش بر هستی من... محمد معتمدی - سوگند (موسیقی تیتراژ پایانی فیلم سیانور) ...عمری هر شب در رهگذارت مانده ام چشم انتظارت شاید یک شب بیایی دردا تنهای تنها بگذشته بی تو شب ها در حسرت و جدایی... بشنویم، بغض کنیم، اشک بریزیم ... آدمیزاد اشک میری...
دور همی 5: یک عکس! - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 21:22
*برای دیدن عکس در ابعاد بزرگ بر روی تصویر کلیک کنید* فعلا این یکی رو داشته باشید! تا ساعاتی دیگر هم پُست دور همی نامه رو مینویسم و میتونید با خوندنش بیشتر حسرت بخورید چرا حضور به هم نرسوندید! پ.ن 1: دیشب به یه دوستی گفتم آدرس دادم، خودمم فکر میکنم دادم، ولی نداده بودم :| به یه دوست دیگه هم گفتم آدرس...
دور همی 6: دور همی نامه ی دور همی 14 آبان - تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 21:22
من و نارخاتون جلوی محل قرار ایستاده بودیم و من در حال صحبت با مهرداد ارسنجانی (خدایش رحمت کناد) بودم که یه آقای خیلی جا افتاده با سن دقیقا 52 سال! اومد جلوی من و پرسید "هولدن؟" میتونید تصور کنید تو خیابون با اسم وبلاگتون صداتون کنن؟ گفتم "جانم؟" پرسید دوباره که "هولدن؟" و وقتی گفتم "خودمم" رفت!!! فک...
دور همی 3 - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 1:47
جمعه (صبح یا بعداز ظهرش با خودتون) دورهمیه، همین هفته! کیا میان؟
کابوس بیداری - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 22:34
تازه دانشگاه قبول شده بودم، سال هشتاد و شش، نشسته بودم عقب ماشین، کنارم دختر عمه ام، جلو هم بزرگترین دخترعمه ام که همسن پدرمه و شوهرش! یادم نیست کجا میرفتیم، یادمه جر و بحثشون شد، از همین جر و بحث های زن و شوهری، با هر اخم و هر حرفیشون ضربان قلبم تندتر میشد، عادت کرده بودم ضربان قلبم توی همچین شرایط...

برچسب‌های مرتبط

انزجار درمانی | انزجار پولانسکی | انزجار از | انزجار آور | انزجار چیست؟ | انزجار یعنی چی؟ | انزجار درماني | انزجار آمیز | انزجار معنی | دور همی 4 شهریور