
الان که صدای من داره تنه به تنه ی دانلد داک میزنه و مرزهای گرفتگی و خروسک رو به افق های جدیدی رسونده فقط به یه چیز فکر میکنم ... کار کردن با بچه ها هیچی اصلا، من فردا چه جوری س تا یه ریع با مادرهای بچه ها حرف بزنم و اونا نخندن بهم؟ من فردا چه جوری جلسه ارزیابی رو تموم کنم؟ صدام مثل اسکی هرمان مایر روی آلپه، خیلی سبکبال و خیلی خیلی لیز!!! پ.ن: همینجوری زد به سرم رفتم الان وبلاگ رو توی ساماندهی ثبت کردم!...
ادامه مطلب