
آقا آقا آقا آقا... الان توی یه کلاس سی نفری درس دادم!!! :|...
ادامه مطلب
داشتم علوم اجتماعی (اشتمائی) درس میدادم، در مورد برنامه روزانه، از بچه ها میپرسیدم هرکسی روزی چقدر درس میخونه. همینجوری داشتن خالی میبستن 4 ساعت 3 ساعت 5 ساعت!!! که یکیشون میز اول، سر میز، ستون سمت چپ...
ادامه مطلب
1- تاریخ گروه دوم مهارت آموزان آموزگاری ابتداییِ آقایانِ ورودی 97 به دو بخش قبل از ورود من و بعد از ورود من تقسیم میشه! 2- این تقسیم بندی به این شکله که تا قبل از ورود من، اونجا یک کلاسِ آروم، بی سر و...
ادامه مطلب
مغز من موقع بررسی از مرجع کابوس طبق کپی رایت ها بهم هشدار میده، قبلا زیاد ازش نوشتم، اگر اشتباه نکنم یک بار هم گفته بودم که به توانایی کنترل خواب رسیدم و با کاراکترهای بررسی از مرجع کابوس طبق کپی رایت های فلج کننده ام (همون خوابهای بختکی) وارد دیالوگ میشم،...
ادامه مطلب
کاری به این ندارم که منتقدها فیلم رو خیلی هم تحویل نگرفتن، کاری به این شیوه ی اکران نابودکننده ای هم که انگار به نیت زمین زدن فیلم طراحی شده ندارم، حتی کاری به این نشخوارهای توهمیِ "آقای وابسته و آقای نظام" که دیگه اولین برچسبمون (برچسبشون البته!) برای مثلاً زیرسوال بردن هرکسی که هم فکر ما نیست و چشم دیدن موفقیت و بزرگیش رو نداریم هم ندارم! "آنسوی ابرها"ی م...
ادامه مطلب
هیولای درون در سال 1396 تعداد 125 پست منتشر کرده که در قیاس با 216 پست سال 1395 تعداد 91 پست معادل 42.12% کاهش نشون میده! میانگین ارسال پست در سال 96 میزان 0.34% پست در هر روز بوده که میزان 0.25% درصد با 0.59% پست در هر روز سال 1395 فاصله داره! پرکارترین ماههاس سال گذشته ماههای خرداد و اسفند با تعداد 17 پست بوده که در قیاس با پرکارترین ماه سال 95 یعنی مهرماه...
ادامه مطلب
1- یه کاری کردید آدم نمیدونه از شما بترسه یا از این همه مامور! من تا ده روز پیش مثل هر ایرانیِ با مینیمومی از عقلِ دیگه ای با دیدن پلیس یا نیروهای امنیتی در خیابون به هر نحوی، راهم رو تا جای ممکن کج میکردم که پرشون به پر من نگیره! حالا اما وقتی قراره ساعت ده و نیم شب برسم خونه، من نره خر سی ساله نمیدونم از "مردم غیور" بترسم یا "سرکوبگران ارزشی"! نمیدونم از اینکه گوشی دستمه و هدفون توی گوشمه بترسم یا از ته ریش داشتنم! آدم نمیدونه الان از خوف سرکوب نیروی های امنیتی پناه ببره در آغوش مردم یا از ترس لت و پار شدن توسط مردم بپره پشت آقا پلیسه! 2- این اعتراضات و تظاهرات و آشوبها و اغتشاشات و هر چی اسمش هست ها هیچیِ هیچیِ هیچی هم که نداشت جریان مدعی و تو خالی اصلاح طلبی رو به یه کمای طولانی برد! خیل...
ادامه مطلب
داشتم با "ع" فارسی کار میکردم، این "ع" ما خیلی از "ر"ها رو "ز" میخونه. توی درس نشانه "او" بودیم که کلمه رو نشون دادم ر و گفتم بخون "انگور"٬ اونم با صدای کش دار خوند "انگووووووووووز" :| بعد من هی با تاکید بیشتر میگفتم "نه نه! انگووووووووررررررر" و اونم با جدبت بیشتری میگفت "انگووووووووززززززز" :| "اَنْگوز" عبارتی نیست که وسط کلاس چند بار داد بزنی :| ...
ادامه مطلب
* "بیلی وایلدر" به شدت میخواست که از روی "ناطور دشت" فیلم بسازه و برای همین وُکلاش رو پاپیچ سلینجر کرد، سلینجر خیلی سرزده به دفتر مدیر برنامه های وایلدر در نیویورک رفت و شروع کرد به داد و بیداد که "به وایلدر بگید دست از سرم برداره ، ایشون خیلی خیلی بی احساسه"! ** "جری لوییس" که ستاره سینمای خیلی بز...
ادامه مطلب
چند وقت پیش همینطور که در حال تولید محتوا برای کانال عجیبترین ها بودم، یادم افتاد که نام خانوادگی لی توی کره خیلی استفاده میشه، یه جستجویی کردم و متوجه شد که نه! نام خانوادگی کیم از لی هم بیشتر مرسومه و طبق سرشماری سال 2000 ، نام خانوادگی 21.6% مردم کره ی جنوبی کیم و نام خانوادگی 14.8% اونها لی هست...
ادامه مطلب
اسمشو یادم نیست. یه سریال کمدی ایرانی. همونکه دو تا باجناق واسه تاسیس شرکت مجبور شدن تو یه خونه زندگی کنن و علی صادقی هم توش بازی می کرد :دی اونجا یه پسره بود همسایشون. هر وقت ازش می پرسیدن چه خبر؟ می گفت بیکار بی عار می چرخیم :دی ...
ادامه مطلب
کتابها، خودشون که نه ... داخلشون پر از رمز و رازه، همون اول، دو صفحه ی اول! اگر از من میپرسیدن حتما صفحات اول کتابها رو حریم خصوصی اعلام میکردم، از این حریم خصوصی های بزرگ زیاد! هر از چند گاهی بعضی کتابها رو از داخل کتابخونه بیرون میارم، یه تعداد کتاب خاص رو! بازشون میکنم و جایی توی اون دو سه برگ ا...
ادامه مطلب
خواهش میکنم ازتون، اگر پست بازی رو منتشر کردید، فارغ از اینکه قبلا به من ارسال کردید پست رو یا نه، اینجا توی همین پست لینکش رو بگذارید! میخوام آرشیوش رو جمع کنم، گُرگیجه گرفتم ، جمع آوریشون سخته! لطف میکنید، ایشالا توی شادیهاتون جبران کنم، ایشالا عروسیتون، ایشالا کنکور قبول شید، ایشالا دست به خاک م...
ادامه مطلب
من فکر میکنم اصلا سخت نیست، شب ضربت امام علی هم که نزدیکه، همون مداح ترسناکه!!! که بین دو نیمه ی بازی ایران و کره مداحی میکرد و با اون هیبت و صدا از "تماشاچی های حاضر در استودیو!!!" میخواست بلند بگن مظلوم حسین، رو بیارن یه بار دیگه بین دو نیمه این بازی مداحی کنه، بازیکنهای ازبکستان خودشون با کمال م...
ادامه مطلب
گفتار اول یا چیزهایی که هر فَردی باید درباره ی عادت ماهانه (پریود) بداند! PMS (سندرم پیش از قاعدگی) چیست؟ اختلالی رایج در زنان بین دهه های دوم تا چهارم زندگی که با نوسانات هورمونی همراه بوده و اغلب با علایم جسمانی، روانی و عاطفی همراه است که با مجموعه علائمی هفت تا ده روز پیش از قاعدگی شروع شده و به...
ادامه مطلب
کیا میان بریم؟ اونایی که میان اعلام حضور کنن و تاریخ پیشنهادی خودشون رو هم بگن! پیشنهاد هولدن: جمعه 15 اردیبهشت، صبح!...
ادامه مطلب
- تروی چرا نمیذاری پسرت فوتبال بازی کنه؟ اون فقط میخواد مثل تو توی ورزش قوی باشه! + من نمیخوام پسرم مثل من باشه، اتفاقا میخوام تا جایی که ممکنه مثل من زندگی نکنه، تو تنها اتفاق خوب زندگی منی رُز ، و من این رو براش آرزو دارم، اما از زندگی خودم جُز این هیچی رو براش نمیخوام... با هم ببینیم Fences رو...
ادامه مطلب
تازه دانشگاه قبول شده بودم، سال هشتاد و شش، نشسته بودم عقب ماشین، کنارم دختر عمه ام، جلو هم بزرگترین دخترعمه ام که همسن پدرمه و شوهرش! یادم نیست کجا میرفتیم، یادمه جر و بحثشون شد، از همین جر و بحث های زن و شوهری، با هر اخم و هر حرفیشون ضربان قلبم تندتر میشد، عادت کرده بودم ضربان قلبم توی همچین شرایطی تند بشه، یعنی چیزهایی دیدم که همچین اتفاقاتی بزرگترین فشار روانی ممکن رو روی من وارد میکرد، همونجور اونها با هم جر و بحث میکردن و من بیشتر استرس میگیرفتم، قلبم تندتر میزد، نا آرومتر و احتمالا سفیدتر میشدم و همینطور که من بیشتر گوش به زنگ خطر میشدم، این یک...
ادامه مطلب
عمیقا معتقدم خیلی مسخره است بخوای به کسی پیشنهاد کنی Fargo رو ببینه ... چون همه باید دیده باشنش! اما ببینید! فارگو رو ببینید! از اینجا دانلود کنید زیرنویس فصل اول فارگو دانلود KMP برای اجرای فایلهای با کُدِک X265 (کم حجم و با کیفیت تر هستن!) باقی بقای شما!...
ادامه مطلب
وقتی هر شب کابوس میبینید، اینجوری میشه که بعد از یه مدت به شکل کاملا ناخودآگاه، جوری که حتی خودتون نمیفهمید - و من میفهمم چون تخصصم فهمیدن اینهاست - میل زیادی به بیدار موندن تا خود صبح پیدا میکنید. اینجوری هم نیست که استرس بگیرید "وای شب شده الان میخوابم کابوس میبینم"، نه جریان اینه که تازه وقتی حس میکنید چشمتون داره گرم میشه یهو هوس فیلم دیدن میکنید، بعد ساعت میشه دو سه و یهو دلتون چایی یا قهوه میخواد، یهو بازی ها و کتابهایی که در طول روز عمرا بهشون کاری نداشتید شیرین ترین وقایع بشری میشن، همینجوری تا پنج و شش بیدار میمونید و باز هم میلی به خواب ندارید...
ادامه مطلب