خوشه های خشم :|
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 16:38
داشتم با "ع" فارسی کار میکردم، این "ع" ما خیلی از "ر"ها رو "ز" میخونه. توی درس نشانه "او" بودیم که کلمه رو نشون دادم ر و گفتم بخون "انگور"٬ اونم با صدای کش دار خوند "انگووووووووووز" :| بعد من هی با تاکید بیشتر میگفتم "نه نه! انگووووووووررررررر" و اونم با جدبت بیشتری میگفت "انگووووووووززززززز" :| "اَ...
فرسوده
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 8:12
ای کاش این عزیزان شورای شهر که دلیل خرید خودروهای جدید رو فرسودگی خودروهای پنج سال پیش ذکر میکنن همچین نگاه لاکچری ای رو در زندگی مردم عادی هم وارد دونسته و برای رسیدن مردم و نه فقط ژنهای خوب بهش تلاش میکردن؛ نه که فقط وقتی "تَکرار تَکرار"تون به راهه، مردم مردم باشن! جناب محمد علیخانی که فرمودید برا...
زنده، مُرده!
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 21:37
توی مجلس هفتم مادر یکی از بستگان نشسته بودم همینجور اخبار مربوط به بازی بارسلونا رو چک میکردم، دیگه وقتی زمان بازی نزدیک شد اومدم بیرون، دوباره تسلیت گفتم و به سرعت راه افتادم سمت خونه! اون خدابیامرز که مُرده، دیگه زنده نمیشه، ولی بازی فوتبال زنده دو ساعت دیگه میشه بازی فوتبال مُرده! پ.ن: ترجیح میدم...
وجداناً ... چه خبرا؟
-
تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:17
جمعه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۴۴ ب.ظ 1- بی حرف پیش این پست رو ببینید و اگر از دستتون بر میاد کمک کنید! ثوابشم برای خودتون نمیخواد با من شریک بشید خسیس ها! 2- کم پیش میاد من از اقتباسی خوشم بیاد، و اصلا مهم نیست اثر ساخته شده چقدر خوش ساخت باشه، مثلا حتی ارباب حلقه ها رو به عنوان یک اقتباس سینمایی از اثری...
تریلی عروس
-
تاریخ: 1396/6/24 ساعت: 22:17
يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۱۳ ب.ظ 1- این ماشین عروسیِ فامیل یکی از بچه هاست که دیشب خودش عکسش رو داد بهمون :| کور بشم اگر دروغ بگم! یعنی شما ببین دیگه! 2- چرا هرچی دنبال چند تا وبلاگ خوبِ جدید میگردم که بخونم پیدا نمیشه؟ خجالت نمیکشید؟ 3- سینما هیولا رو به روز و ویرایش کردم، هم اسم چندتا فیلم جا مون...
جواب
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 18:32
بنده حقیقتا هرچقدر فکر میکنم اگر مثلا از هجدهم تیر ماه فاکتور بگیریم، اگر مثلا از بیست و یک مرداد هم بگذریم، کار خاصی نکردم توی تابستون! مثلا فقط چند تا کتاب خوندم، و نکته ی مهمش اینه که هیچکدوم کتابهای جدیدی نبودن، در واقع شروع کردم یه دور دوباره سلینجر رو بخونم و تموم کنم، که اون هم وسطش ول کردم و...
سوتیترِ عنوان وبلاگ هست این
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 18:32
سه شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۴۷ ب.ظ هولدن یه جایی توی ناطور دشت میگه: هیچ وقت به هیچ کس هیچی نگو، چون اگه بگی، کم کم دلت برای همه تنگ میشه! و من کم کم دلم داره برای همه تنگ میشه. ۹۶/۰۶/۰۷ هولدن کالفیلد آراء الحکما: جلد پاسخ::( :| پاسخ:کدوم فوتبالو؟ :| پاسخ:چه جالب! پاسخ::|:دی پاسخ:هر چیو! :| پاسخ:دوش ...
درجه یک
-
تاریخ: 1396/6/12 ساعت: 18:32
نوستالژی درجه یک: اینها هنوز وجود دارن، باورتون میشه؟ فیلم درجه یک: تجربه ی فوق العاده ی دیدن یک فیلم که دلهاتون رو گرم، حالتون رو خوب و روحیه تون رو تنظیم کنه از دست ندید! بیش از اون دیدن بازی دینی ایپ، پیرزن دوست داشتنی خارق العاده رو هم از دست ندید!xa0 یک زندگی ساده رو ببینید! (لینک دانلود فیلم -...
سوال
-
تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 3:40
يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۰۳ ب.ظ یه سوال دارم واقعا جدی! و سوالم از این نشات میگیره که خودم کاملا بی بهره بودم از جوابِ سوال! و همش فکر میکنم واقعا چرا؟ و اون سوال اینه: تابستان خود را چگونه گذراندید؟ واقعا، بگید بهم لطفا! پ.ن بعدی: این پنج تا کامنت اول رو نگاه کنید! البته جز ماهی کوچولو! عین اینا ج...
با سلام و عرض باقی بقا
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:55
1- توی این مدتی که نبودم، یه دولت جدید مستقر شد، دو تا حمله ی تروریستی در یک شب و یک شهر اتفاق افتاد، شیخ پیر اصلاحات (یا شیخ فتنه گر، بسته به گرایش سیاسیتون) اعتصاب غذا کرد، اعتصابش رو شکست، تعلیق حصر شد، مامورها از خونه اش رفتن، نرفتن و حصرش تعلیق نشد! در همین مدت زمان جری لوییس مُرد. نژاد پرست ها...
ابن سینای پزشک!
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:55
همین که ما روز تولد ابن سینا بزرگترین و شهیرترین فیلسوف خاک ایران رو که تمام دنیا به فلسفه میشناسنش "روز پزشک" نامگذاری کردیم، اوج فاجعه ی نگاه غلط و چشم انداز نا امید کننده در زمینه های توسعه ی علوم انسانی، توسعه ی اجتماعی و توسعه ی فرهنگی رو نشون میده! به نظر شخص من "پزشک" نامیدن ابن سینا، یکی از ...
کامنت اول
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 23:46
هیچوقت جواب کامنت اولتون رو، حتی اگر کامنت خیلی مستعدی بود، شیرین و جذاب و منحصر به فرد ننویسید! چون اینجوری هر چیزی هم که محتوای نوشته تون باشه، خواننده مزبور تهش میگه "وااااااااااااااااااای کامنت اول رو"! یه پوکر فیس بگذارید بگذرید خلاصه :| دقیقا همینجوری!
Coherence Code
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 23:46
با یاری آقا اینشتین (ع) و در سایه ی نظریه هجوآلود و تمسخرآمیز جذب، دو تا فیلم آخری که دیدم کاملا تصادفی و بدون هیچ برنامه ای فیلم هایی مبتنی بر نظریات کوانتومی بودن! که به دو دلیل عمده معرفیشون میکنم! اول اینکه خوبن، دوم اینکه کلا این مدل مباحث توی فضای مجازی ایرانی خریدار زیاد داره! ببینیدشون! بد
روایت کنکور و داوطلبان افلیجش
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 23:46
هر دو سالی که کنکور کارشناسی دادم، بعد از مجاز شدن و موقع انتخاب رشته، اول رشته هایی که دوست داشتم رو مرتب کردم، حقوق، روانشناسی، علوم سیاسی، جامعه شناسی و علوم اجتماعی. بعد رفتم بدون توجه به گرایش ها شهرهای هر رشته روپیدا و مرتب کردم، از نزدیک (تهران) به دور (زاهدان و اهواز)، تهش هم یه پونزده بی
قاری عجیب: این مطلبی در مورد سعیدِ طوسی یا سعیدِ هر رنگ دیگری نیست
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 23:46
بابای من قاری قابلیه، خیلی قابل، خیلی خیلی قابل! در حدی که زنگ میزنن برای مراسم مختلف دعوتش میکنن که قرآن مجلس رو قرائت کنه. یکی از بارهایی که باهاش تماس گرفتن من خونه بودم و میشنیدم صحبتهاش رو! همینطور میگفت که "آره ان شاالله حضور خواهم داشت" و "امید به خدا" و "اجر معنوی مجلس خیلی مهمه" و "ان شا
دَ بی سِپونزه هزار و شصُّ شونزَه :|
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 13:40
10- سلام خدمت دوستان بلاگرِ اینستاگرامر! عزیزان دلم، من اگر میخواستم اکانت اینستاگرامم در دسترس همه بلاگرها باشه، حتما همینجا در اختیار همه قرارش میدادم، بنابراین اگر اینجا نیست معنی واضحش اینه که نمیخوام هر بلاگری - با تمام احترام - بهش دسترسی داشته باشه. با ذکر این نکته که واقعا اینستاگرام من توش
دور همی ورژن 3.0.1 + ویرایش بعدی
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 23:00
سه شنبه غروبی بود که با حاج سید مهدی جیگر و آمیرزا دکتر میم کوهستانی در بوستان معظم و معزز لاله - همان مکان اولین دورهمی - جمع گشته و با فلاسکی خالی از آب! و مقادیر زیادی هات چاکلت و نسکافه و چای کیسه ای به گفتگو و نوشیدن میپرداختیم. همان هنگامه بود که حاج سید مهدی گفت "من ناراحتم از دستت، شوخی خیل
داستان یک عصر منحصر به فرد تابستانی که نام درخوری برایش نیافتم!
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 23:00
همین که پای لعنتی اش را داخل واگن لعنتی تر گذاشت فهمیدم که آبمان توی یک جوی نخواهد رفت. آنچنان جلوی در واگن مترو؛ ورودی مقدس و افلاطونی من که باید جلوی خروجی پله برقی دار مناسب هم باشد؛ خواست خودش را کنار من جا کند که شستم، یا یکی دیگر از انگشتانم، خبردار شد که اتفاقی در راه است، وای خدا! در معبد م
بزرگترین شخصیت، قصه گو، مَرد و تنها بُت لعنتی زندگی من
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 23:00
* "بیلی وایلدر" به شدت میخواست که از روی "ناطور دشت" فیلم بسازه و برای همین وُکلاش رو پاپیچ سلینجر کرد، سلینجر خیلی سرزده به دفتر مدیر برنامه های وایلدر در نیویورک رفت و شروع کرد به داد و بیداد که "به وایلدر بگید دست از سرم برداره ، ایشون خیلی خیلی بی احساسه"! ** "جری لوییس" که ستاره سینمای خیلی بز
فیبوناچی
-
تاریخ: 1396/5/11 ساعت: 23:00
شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ 1- بیاید ، اینم اتاق به هم ریخته، ای بااااااااااااابااااااااااااا... راحت شدید الان؟ *برای دیدن کثیفِ بزرگ، کلیک کنید* 1- و قبلا گفته بودم وقتی اتاقم کثیف میشه و کثیف میمونه یکی از معانی بزرگش چیه... 2- یه دیالوگ محشر توی فرنی و زویی (آقام سلینجر / نشر نیلا / امی