ممکنه شما این نقد رو بخواید با پیش فرض مطلب "از کرخه تا شام" و مطلب من در حمایت از "تفکر حاتمی کیا" بخونید و به من بگید تو از اول هم طرف اون بودی! برای همین قبل از ورود به نقد (ریویو البته بهتره) یکی دو تا نکته رو براتون روشن کنم! اول، بنده سالهاست از سینمای حاتمی کیا لذت نمیبرم، به طور خاص آخرین فلیم حاتمی کیا که دوست دارم "ارتفاع پست" و بعد از اون تنها فیلمی که تونسته رضایت نسبی من رو جلب کنه فیلم "چ" بوده! این وسط به رنگ ارغوان رو ندیدم و علاقه ای به دیدنش ندارم، دعوت رو نصفه دیدم، به نام پدر و بادیگارد حالم رو به هم میزنن و همین ها! برای من حاتمی کیا یک "کارگردان بزرگ و کاربلد تموم شده" بود! دوم، من فیلم به وقت شام رو با رویکرد مثبت ندیدم، بهش گارد نداشتم اما توقع خاصی هم بابت دیدن این فیلم برای خودم ایجاد نکرده بودم، به چند تا از دوستانم به شکل خصوصی گفتم توقعم از فیلم چیه، دقیقا با این عبارت: "یه داستان معمولی، یه روایت خوب، یه تکنیک و فرم خیلی خوب برای به وقت شام به نظر من یعنی یه فیلمی که ارزش دیدن داره". حالا با این نکات که امیدوارم شیرفهمیتون کرده باشه میریم که داشته باشیم نوشته ای در مورد به وقت شام، اثر خوش ساخت ابراهیم حاتمی کیا رو!

تاثیر عمومی: فوق العاده! لذت مطلق! نمیتونم حال خوبم بعد از خروج از سالن سینما رو پنهان کنم، نمیتونستیم در مورد فیلم حرف نزنیم، همینجور که دنبال یک فست فود میگشتیم اصلا نمیتونستیم سکوت کنیم! غرق لذت سینمایی بودم، نمیتونستم خودم رو از گفتن عبارت "خیلی خوب بود" منع کنم! هرچند بار میگفتم انگار کم گفتم! به دوستم میگفتم "من توقعم از فیلم خیلی کمتر از اینها بود، برای همین خیلی خیلی بهم چسبیده". در مورد نقاط قوت و ضعف فیلم حرف میزدیم. فیلم اثر کاملی نیست، اتفاقا معایب داره و با همه ی معایبش یک اثر "خیلی خیلی خوب" هست، در مقیاس سینمای ایران و در تقریبا تمامی ابعاد تکنیکی بی همتاست، نظیر نداره! داستان فیلم حداقل دوبرابر چیزی که من توقع داشتم خوبه، روایتش -که گویا بعد از جشنواره تعدیل شده- لایق عبارت خیلی خوب هست! تکنیک و فرمش رو هرچی بگم کم گفتم، و این تکنیک نه فقط جلوه های ویژه بصری و میدانی، که در دوربین، دکوپاژ، تدوین و تک تک زمینه های فنی فیلم نمود داره! نقطه ضعف؟ دیالوگهای شعاریِ در نیومده - در حد قابل تحمل - و شخصیت پردازی ضعیف چند تا از شخصیت ها، من با همه موشکافی خودم جز این دو عیبِ واقعاً وارد نمیتونم ایراد عمده ای از فیلم بگیرم، اگر این ایرادها نبودن، مخصوصا شخصیت پردازی این فیلم از نظر من یک فیلم 9 از 10 میشد، در حالی که الان نمره 7.5 (با میل به نمره 8) رو از من میگیره! حالا و در حد دانش عمومی من در مورد سینما، به عنوان یک مخاطب نیمه آماتور-نیمه حرفه ای، نگاهی کنیم به جزییات!
قصه و روایت: قصه فیلم خیلی خوبه! خیلی خوب به معنای خیلی خوب کلمه! میتونم تعداد خیلی ها رو بیشتر هم کنم! حاتمی کیا پتانسیل قصه اش رو، آدمهای قصه اش رو و موقعیت جغرافیایی قصه اش رو خوب میشناخته، کاملا در جریان بوده از هر طیف این ماجرا چه کارهایی بر میاد، و هر کسی تا کجادر این فیلم پیش میره، خط داستانی فیلم بسیار مهیجه، جدیت داستان یک جدیت واقعی و نه کاریکاتوری و غیر قابل باوره، اتفاقی که قراره بیفته واقعا افتادنی هست، بُرد حاتمی کیا توی این فیلم این هست که قصه اش - برخلاف دو سه فیلم آخرش - واقعا به ساختنش میرزیده! روایت اما حتی از این هم بهتره! چه بسیار قصه های خوبی که روایتهای نا به جا خرابشون کردن که نمونه هاش در آثار متاخر حاتمی کیا هم هست! در این اثر اما روایت اتفاقا بار ضعفهای احتمالی قصه رو هم به دوش میکشه، ریتم داستان در 90 دقیقه اول در تمام سینمای ایران طی چندین سال گذشته نظیر نداره و من این رو از اونجایی میگم که وقتی فهمیدم 90 دقیقه از فیلم گذشته فکرم این بود که الان 45 دقیقه از فیلم رو دیدیم! ریتم داستان از همون "سکانس تکان دهنده" اول بسیار خوبه، اتفاقات پشت سر هم رخ میدن، وقت فیلم هدر نمیره و اما سرعت اتفاقات اینقدری هست که سیر اتفاقات جنون آمیز نشه! دوربین، فارغ از اینکه به عنوان تکنیک خوبه، کاملا در اختیار روایت حاتمی کیا عمل میکنه! حتی قاب بندی نماهای ثابت فقط کارت پستالی نیستن و توی قصه حرف برای گفتن دارن! این روایت خیلی خوب در کنار قصه خوب و در کنار تکنیک عالی یکی از محترمانه ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران رو تولید کرده! نیم ساعت اول فیلم برای اینکه شما حس کنید "15هزار تومان" رو حلال کردید کافیه و سکانس تیک آف هواپیما در همین حوالی باعث میشه 15 دقیقه نفس نکشید! و این نفس نکشیدن جز با خوب بودن همه اجزای روایی فیلم به دست نمیومد! فیلم بین دقیقه های 85-90 تا 100-105 از نفس میفته، البته در همون زمان هم سیر خوبی داره اما در قیاس با خودش از نفس افتاده محسوب میشه با این حال ده دقیقه آخر فیلم دوباره همون تنش، استرس و استحکام روایی 90 دقیقه اول رو داره! قصه خیلی خوب، روایت خیلی خیلی خوب!
کارگردانی: کارگردانی که نگم براتون! حاتمی کیا سخت ترین فیلم کارنامه خودش از لحاظ کارگردانی رو تبدیل به اثر خوش ساخت و بسیار معرکه ای که میبینیم کرده! سکانس های شلوغ، سکانسهای با جلوه های ویژه قوی، سکانسهای جنگی که فقط و فقط با تک برداشت میشه گرفت، سکانسهای حتی احساسی، سکانسهای نبرد، سکانسهایی که در اونها 100 نفر آدم باید با هم اکت داشته باشن، همه اینها در اومده، خوب هم در اومده! کارگردان نه از فیلم جلوئه نه عقب! همه سکانسهای تک برداشت در اومدن، خوب هم در اومدن، سکانسهای نبرد ، سکانسهای جنگی و سکانسهای اکشن - متاثر یا غیر متاثر از مدمکس: جاده خشم یا هر اثر دیگه ای - به شدت خوب و قوی کار شدن، جوری که هرگز در سینمای ایران پیش از این شاهدش نبودیم و نبودید! در خارق العاده بودن و 10 از 10 بودن کارگردانی این اثر شما رو به همون سکانس "تیک آف هواپیما" ارجاع میدم، صحنه ای حدودا 15 دقیقه ای که از نظر من سخت ترین سکانس کارگردانی شده ی فیلمهای جنگی در تمام تاریخ سینمای ایران و یک شاهکار مسلم در کارگردانیه!
بازی و شخصیت پردازی: بازی ها خوبن، خوب در همین حد فقط البته، یعنی شما شاهکار بازیگری نمیبینید! شاید بازیگر نقش ابوخالد خیلی داعشی خوبی باشه اما از اون ور هادی حجازی فر زیادی معمولیه، یا اون کاراکتر "شطوری ... ایرانی" خیلی مقوا بازی میکنه! من بازی خیلی خوب ندیدم، اما بازی بد هم ندیدم، همه متوسط خودشون رو رعایت میکنن، در واقع بازیها توی ذوقت نمیزنن و حد خودشون رو رعایت کردن، البته این موضوع از اونجایی که تقریبا تصف زمان فیلم در تنش جنگی میگذره اهمیتش خیلی کمتر از "تقریبا تمام فیلمهای ایرانی" هست که تماما در آپارتمان و بر اساس بازی دیالوگ محور میگذرن، چون بازیگران به وقت شام تا وقتی حرف نمیزنن، اکتشون متناسب جایگاهشونه و منطق عملشون مشخصه! ضعف بازی در این فیلم در ادامه روند ضعف شخصیت پردازی اتفاق میفته! از اونجایی که بازیگرها دیالوگ دارن، برخی از کاراکترها اگر همیشه سکوت میکردن خیلی خیلی قابل باورتر بودن تا الان که حرف هم میزنن!!! دو کاراکتر و دو تا نصفه کاراکتر از شخصیتهای داعشی خوب پرداخت شدن، دو کاراکتر ابوخالد و ابو بلژیکی پرداخت بسیار بسیار خوبی دارن و یک کاراکتر خانم و اون شیخ کمابیش قابل قبول پرداخت شدن، از اون سمت تقریبا تمام بقیه کاراکترهای داعشی در پرداخت لنگ میزنن! اون بردار چچنی هر وقت حرف میزنه غیر قابل باور هست، اون لبخندش که قراره شَر بهتون نشون بده نمیده و یه حالت "کول طوری" به کاراکتر داده! از این سمت بازی حجازی فر در نقش یونس هم خیلی یه جوری بود، رابطه اش با پسرش - بابک حمیدیان، علی - اصلا در نیومده بود! در واقع در یک مقیاس ده نمره ای، من 2 نمره رو فقط و فقط از همین شخصیت پردازی ضعیف کم کردم! ای کاش حاتمی کیا کمی بیشتر روی شخصیت هاش وقت میذاشت یا کمتر براشون دیالوگ مینوشت! اینجوری یک فیلم کامل داشتیم!
ّفیلمنامه: این رو جدا از قصه و روایت مینویسم، چون میخوام ضعفهاش رو اینجا بگم، یکی در نیومدن روابط کاراکترها، و یکی بودن چندتا دیالوگ شعاریِ قابل تحمل، که بودنشون صرفاً به دلیل وسواس حاتمی کیا در گفتن حرفشه! این ایراد اونقدری بزرگ نیست که توی بخش قصه وارد بشه، اما اونقدری هم کوچیک نیست که در ادامه بخش بازی ازش حرف بزنی! خلاصه میشد حاج یونس اون حرفا رو نگه، یا علی به باباش نگه من بچه جنگم! چون خود فیلم بر خلاف این دیالوگ ها اصلا شعارزده نیست، و حتی یک بار در مورد اینکه "ما چرا در سوریه هستیم و چقدر حق داریم" کلامی حرف نمیزنه! حتی در ابتدای فیلم نیروهای ایرانی میپرسن "چرا روسها و فلانی ها کمک نمیکنن؟ چرا ما بریم؟" و وقتی فیلم اینقدر خوشگل موضع گیری کرده، این دیالوگها خدایی نبودنشون بهتر بود! مخصوصا وقتی کاراکتر گوینده هم خوب پرداخت نشده!
تکنیک: در یک کلام بگم با تکنیکی ترین فیلم تاریخ ایران طرفیم، و این اصلا به سواد ناقص و کامل من در مورد سینما ربطی نداره، فیلم از دور هم معلومه تکنیکی کار شده، و به قول فراستی، تکنیک زده نیست! فیلم حریم تکنیک رو رعایت کرده و سعی نداره چیزی رو توی چشمهاتون فرو کنه، البته خب من "تکنیسین" یا "منتقد تکنیک" سینما نیستم و نظرم در حد خودم هست! دوربین بسیار فوق العاده است، در حرکت فوق العاده، در نمای ثابت فوق العاده، در جنگ فوق العاده، وقتی آروم میگیره فوق العاده! یکی از نقاط قوت ریتم فیلم تشخص دوربینشه، دوربین میدونه کی حرکت کنه، که جنون حرکتی داشته باشه و کی آروم بگیره که تماشاگر نه از ریتم کند زده بشه و نه از ریتم تند و حرکت زیاد به جنون برسه، خلاصه که فیلمبرداری این فیلم خیلی خیلی خوبه! تدوین رو چون چیز زیادی ازش نمیدونم، در موردش حرف زیادی نمیزنم، فقط من به عنوان تماشاگر سینما، ایراد تدوینی غیر قابل چشم پوشی ازش ندیدم، ایرادهای جزئی که داره و قطعا داره رو هم اهالی فن با دقت در موردش صحبت کنن، من راضی بودم از تدوین! موسیقی بسیار در خدمت فیلمه، فضاسازی ها، اوج و فرود موسیقی و غیره همگی خوب هستن، و البته بسیار با بهترین فیلمهای حاتمی کیا فاصله داره! با این حال خوبه! واقعاً خوبه! طراحی صحنه و نورپردازی بسیار خوب هست، یعنی یک چیزی هست بسیار هماهنگ با دوربین! اصلادر پی هم معنی گرفتن انگار! گریم ها رو دوست ندارم، دروغ چرا؟ جلوه های ویژه بصری ... از برخی صحنه های کروماکی بگذریم، از صحنه ی آخر فیلم که خوب در نیومده بگذریم، در مجموع و برای "سینمای ایران" خیلی خوب هست! صحنه های جلوه های ویژه در همه اندازه ای داریم، محشر، خیلی خیلی خوب، خیلی خوب، خوب، متوسط و حتی اون تک صحنه آخر که میشه گفت بد در اومده - و از دید من قابل چشم پوشی - اما برآیند و مجموع جلوه های ویژه بصری فیلم با یک نگاه منصفانه واقعاً خوب، و خیلی خوب هست! کارگردان، به همراه تمام تیم تولید فیلم در تمامی این صحنه ها، حتی جایی که بد در اومده، به بیننده احترام گذاشتن! جلوه های ویژه میدانی بدون شک عاااااااااااااااااااااااااالی! بی همتا! دیگه نمیشه با چهار تا ترقه ترکوندن، پاشیدن خاک از زمین به آسمون و برعکس، اومدن صدای پنج تا خمپاره پاشیدن دو قطره خون بر زمین و آتیش زدن یه وانت مستهلک هفتاد سال ساخت فیلم جنگی ساخت! توی این فیلم سر و دست و دل و روده با شدت تمام کنده میشن و میپاشن روی در و دیوار!!! مجموع جلوه های ویژه بصری و میدانی این فیلم روی هم، تاریخ فیلمهای جنگی ایرانی رو به دو بخش قبل و بعد از خودش تقسیم میکنه! دیگه هر کسی - حتی خود حاتمی کیا - که بخوادفیلم جنگی بسازه باید با خودش مرور کنه که "قبلا به وقت شام رو ساختن و مردم هم دیدنش"! این یعنی سخت تر شدن کار سینمای جنگی ایرانی و به وقت شام به تنهایی ابعاد تکنیکی سینمای ایران رو نه یک، که دو یا حتی سه سر و گردن بالا برد! و این یعنی پیشرفت سینما! همونطور که در طول این متن چند بار اشاره کردم به وقت شام تکنیکی ترین فیلم سینمای ایران هست، برای نگارنده ای که هم ملک سلیمان رو دیده و هم تکنیک واره ی محمد رسول الله رو!
مجموع: یک فیلم خیلی خوب، خیلی خیلی خوب که متاسفانه ایرادهاش اون رو در یک قدمی یک فیلم کامل، یک شاهکار جنگی ایرانی متوقف میکنن، فیلمی با پتانسیل نمره 9 که از من نمره 7.5 رو میگیره!
این یک فیلم کایکاتوری است؟: قطعاً خیر! به هیچ عنوان! اصلاً! میشه فیلم رو دوست داشت و نداشت! اینها سلیقه است. اما کاریکاتور بر چه اساسی؟ به علت "تاثیر پذیری از فلان فیلم"؟ که در تمام سینمای دنیا مرسومه؟ به خاطر چی؟ داستان فیلم بسیار جدیه، قویه، حتی عجیب ترین اتفاقات فیلم به شدت منطقی و مستدل میفتن! اگر فلان راهی برای نجات / مرگ / فرار و ... استفاده میشه، تنها راههای موجود هستن و اتفاقا با فضای فیلم بسیار همخوان! کاریکاتوری به خاطر کارهای داعشی ها؟ من واقعا و واقعا امیدوارم منتقدها حرفی در مورد "داعش فیلم کاریکاتوری بود" نزده باشن! چون اگر زدن برای خودشون و حتی خانواده شون متاسفم! گروهی که خلبان اردنی رو آتش زدن، با سر های بریده مردم فوتبال بازی کردن و چند ده بار نظامی ها و غیر نظامی ها رو به صورت دسته جمعی بیخ تا بیخ سر بریدن، داعشی هایی که شهید حججی رو به اون شکل سلاخی کردن، رفتارشون در این فیلم کاریکاتوریه؟ چشم منتقد کاریکاتور بین بوده بیشتر به نظرم! این فیلم خوب یا بد، در هیچ جزئیات و کلیاتی کاریکاتور نیست، و اتفاقا روایتش از داعش، یک روایت بسیار معقول از داعش هست!!! نقدهای منفی به این فیلم از نظر من اگر از ناآگاهی نباشن، از سر عناد هستن! و مرادم از عناد، عناد سیستماتیک و خودفروختگی و این جور اراجیف نیست! عناد ذهنی، عناد تفکر و عناد نگاه! کسانی که با خود حاتمی کیا و نگاه و تفکرش مشکل دارن و حالا فیلمش رو، فیلم بسیار بسیار خوبش رو اینجوری دشمنانه میزنن!
نگاه مخالف، نگاه موافق: نقد منفی امیر قادری روی به وقت شام - نقد مثبت مسعود فراستی برای به وقت شام
سخن آخر: به وقت شام رو هر کارگردانی جز ابراهیم حاتمی کیا ساخته بود، امروز صدر تا ذیل سینمای ایران براش کف میزدن و خودشون رو شرحه شرحه میکردن، شک نکنید! بنابراین، اگر از مخالفین حاتمی کیا هستید یا جزو اون "جوگیرهایی" که چهار تا شانتاژ "رسانه های مشکوک و امثالهم" نسبت به فیلم بدبینتون کرده سه تا راه بیشتر ندارید، یا فیلم رو نبینید، یا اسم کارگردان رو خط بزنید، مثلا هی با خودتون بگید میرم یه فیلم از اصغر فرهادی، مانی حقیقی، بهرام توکلی یا هر کارگردان دیگه ای رو ببینم، راه سوم هم اینه که به یک رشد فکری مناسب برسید، اون موقع میتونید مخالفت/دشمنیتون با مولف رو به دشمنی با تالیف تعمیم ندید و از دیدن یکی از بهترین فیلمهای حاتمی کیا - بهترینشون در 15 سال گذشته - و از دیدن یک اکشن به شدت خوش ساخت لذت ببرید!
باقی بقای ایلوشینِ توی فیلم، که گرچه فقط یه هواپیما بود، اما هیبتش و نوع به کارگیریش باعث شده بود این هواپیما خودش کاراکتر داشته باشه!
برچسب:
نویسنده: ایلیا امینی