۱- خانوم "الف" میخواد آخر هفته ای بینیش رو عمل کنه، امروز خیلی اصرار کردم که "بیخیال شو و دماغت به صورتت خیلی میاد و تو همینجوریش زیبایی" و اینجور صحبت ها...
۲- از ایستگاه مترو که اومدم بیرون روبروم دوتا خانوم بودن، خانوم سمت راست یه مانتوی جلو باز و یه تی شرت و جین جذب یا بهتر بگم تنگ پوشیده بود، با یه شکم خیلی بزرگ و چاق! راه که میرفت شکمش لنگر مینداخت! آماده شدم بیام براتون بنویسم "آخه بنده خدا چرا با این شکم این لباسا رو میپوشی" و دور هم هارهار بهش بخندیم که یهو یاد حرف صبحم به خانوم "الف" افتادم.
۳- من از آدم اولی خواسته بودم خودش رو همون طور که هست دوست داشته باشه و آدم دوم رو چون خودش رو هرطوری که هست دوست داشت مسخره کرده بودم، حداقل نیتش رو که داشتم!
۴- شما حساب کنید من که با اینهمه ادعا و فاز و ادای احترام و دمکراسی و "چیزی که خودت هستی باش" اینم، دیگه اونی که همین اعتقاد و ادا رو هم نداره و میخواد شما رو به خیال خودش "بهترین ورژن ممکن" کنه چیه!
۵- اون خانوم از چیزی که بود راضی بود یا حداقل اینجوری نشون میداد، لباسی که دوست داشت رو پوشیده بود و ظاهرش رو همونجور که هست دوست داشت و غرورش در قدم برداشتن حداقل به من نشون میداد به ظاهرش همینجوری و همین شکلی افتخار میکنه، برای اون نه منِ بی شعورِ با داعیه ی شعور مهم بودم نه بی شعورِ بی داعیه ی شعور!!!
۶- قبلا توی این وب زیاد نوشتم خودتون باشید، به انحا مختلف توی پستها و کامنتها! ظاهرتون هم همینطور، هرچی هستید، هرشکلی، هراندازه ای، با هر نقص فرضی یا جدی ای، خودتونو دوست داشته باشید و از خودتون راضی باشید و از ظاهرتون لذت ببرید. اگر افتادید توی باتلاق "حفظ ظاهر مردم پسند" بدونید همیشه یه هولدنی هست که از روبروتون بیاد و توی اونهمه زیبایی عیبتون رو ببینه یا عیبتون رو بگیره!!! شما همینجوری زیبایید، باور بفرمایید!
باقی بقا...
برچسب:
نویسنده: ایلیا امینی